عطرلخت كردن از مستي بي وقت درخت ها !!
اين روزها كه بهار نارنج هوايي ات مي كند روسري گـلدارچقدر به ابروهات نزديكند
بيا ديگر نگوييم دوستت دارم ! به جاي آن انار بچينيم و لاي بوته هاي چاي عرق بريزيم
اشكالي هم ندارد اگر دستهايمان را بالا ببريم
و خدا را در حوالي نيايش مادر جستجو كنيم
ازاينجا تا هروقت كه بخواهي شعر مي خوانم برايت
از فدريكو گارسيا لوركا تا ... همين فروغ خودمان !
اما دست آخر اين كتاب را بعد از تيرباران درگوشه اي خاكش مي كنيم
جنگ صليبي را بياد بياوريم يا سالي كه روزنامه ي صبح از بي حوصله گي مچاله مچاله
مي نوشت: ببينم ! اينجا كه رسيديم جنگ است؟
شايد بهتر باشد براي هميشه از هم جدا شويم بدون اينكه پاي قطعنامه اي بريده شود
كسي چه ميداند اين چند سطر عاشقانه را بدون اينكه گناهي از ما سر بزند نوشتيم ها ؟
تو هم چيزي بگو !!
پس آن لحظه اي كه آفتاب غروب كرد و باد ساقه هاي ني را به صدا در مي آورد چي ؟
لنگه شلوار هردويمان بالا زده بود وقتي قورباغه ها از كنار رودخانه سر مي خوردند
گناه چه كسي است كه تو نمي توانستي به آنطرف رودخانه بيايي ؟
اصلا همين عطر بهار نارنج كه خيابان انقلاب ساري را مست كرده
واقعا جان مي دهد براي چند ضربه شلاق !!
اساسا چه كسي مي داند كه ما در سطر چندم تا همين ساعت كه خوابم نمي آيد
گوسفندهاي زيادي را چرانديم
با كودكي كه بايد تختش را به نوزاد تازه مي داد... حالا كمي بخوابم شايد اعتراف كنم
يعني خودت خوب مي داني كه علفزارهاي شمال آدم را عاشق مي كند
اگرنه من هيچ جاي اين شعر نبوده ام
و آخرين خبر از خاكريزهاي جنوب هم جايم را خالي كردند
باوركن ،
تقصير خودت بود كه آفتابگردان لعنتي هرجا كه باشي سرش را به سمت تو مي گيرد
شايد شما خوب ببينيد كه زير اين بوته چه شعرهاي تازه اي در مي آيند
پرورشگاه هاي اين حوالي دارند شعرهاي همين بوته را بزرگ مي كنند ... چندجا !!
اين بچه ها نبايد پدر و مادرشان را بشناسند
اما مي داني كه دهان مردم كوچه و بازار لق است
نمي شود ازآب بيني ات كه پشت عطسه هايم به راه افتاده حرفي نزنم
واقعا حالم را بهم مي زني !
قاچاق اعضاء شعرها ديگر از حد و اندازه اش گذشت ،
بطوري كه بوته ها هم ديگر يادشان نمي آيند
بايد اقرار كنم كه :
رانندگي ات مثل قاطرسواري درسالهاي دفاع مقدس جفتك مي زند اما به مقصد مي برد!
بااين همه من خاطرات خوبي از تو دارم و چاره اي نيست به جز اينكه بگويم دوستت دارم
بازهم مي گويم اين مستي بي وقت و لخت كردن درخت نارنج از بهار ، عادت تازه ايست كه شايد شعر بعدي را زير بوته ديگري بگذارم تا تو برداري !
دست میدهم به تو تا بهار نارنجهای امسال طعم پنجه هایت را از یاد نبرند
تا يادت نرود شعر تازه زير بوته ایست كه اسمت را روي تن اين درخت نوشتم !



« اطـــلاعــيه خيلـي مهــم »
كزين برتر انديشه برنگذرد
نخستين شماره دوماه نامه ادبي
هـجــوووم http://www. hojum.com
ويژه شعر شمال ايران ، به همراه شعرامروز ايران و جهان با تلاش اعضاي تحريريه و همكاري تعدادي از شاعران و نويسندگان استان هاي شمالي كشور بصورت الكترونيكي اول خرداد 87 منتشر مي شود .
ازآنجا كه شعر شمال ايران و آثار برتر كشور دراولويت برنامه هاي اين گروه قرار دارد منتظر آثار ارزنده شما پيرامون :
شعر، نقد شعر ، ترانه ، عكس ، مقالات و مطالب ، ترجمه ، شعرهاي بومي و محلي و ... داستان و نقد داستاني هستيم .
برنامه هاي جانبي مجله عبارتند از : اتاق گفتگو، جمع خواني ، تشكيل جلسات حضوري بطور فصلي ، كتابخانه الكترونيكي ، نقد كتاب ، معرفي شاعران موفق با تشخيص شورايي متشكل از شاعران امروز( شايد جنجالي ترين بخش باشد چرا كه مدعيات شمال كم نيستند ) و سر انجام پيگيري و برگزاري جشنواره هاي شعرو تدوين برنامه هاي مشترك با خانه شعر شمال و ... پيشنهادات تازه شما نيز مي تواند راه گشا باشد .
نشاني دريافت آثار : hojum1@yhaoo.com
البته تلاش ما بر اين بود تا به روزمره گي دچار نشده و پايه مجله اي را بنا گذاريم كه با جديت و بدون اينكه قائم به شخص باشد تداوم يابد .
« شعر امروز عليه شعر امروز» را در اولين پست سال 87 در حالي پي خواهيم گرفت . كه من براي شما هيچ آرزويي ندارم اما شما براي خود آرزوهايي كنيد كه براي ديگران هم همان را انتظار داريد .
یا حق . هجوووووووووووووم ![]()
بهار سپيد ساري
الي احسن الحال و يك سال باحال ...
امسال هم مثل هرسال كه به تعطيلات آخر سال رسيديم هم ميهماني رفتيم و هم ميهمان داشتيم نمي توانم بگويم كدامشان لذت بخش تر بودند اما به هرحال ، حال كرديم .
همه چيز جالب بود جلسات شعر شبانه با بچه ها ي شعر مثل محسن رزوان ، فاضل شيرزاد فر ، مهدي كمالي ، عالين نجاتي ، احسان خليلي ، رضا افشاري و (تعدادي از بچه هايي كه قرار شد اسمشون بنا به دلايلي نياد اينجا ) ... در تهران و شمال كه هم در نوع خودش زيبا و هم متنوع و متفاوت بود . وهم تقريبا گروه هماهنگي هاي « مجله ادبي هجوم » عملا مشخص شد ( از كانت گرفته تا ارسطو و افلاطون ، از فلاسفه متقدم تا متاخر و شعرخواني و نقد و سخنراني و خطابه تا تمرين تالار گفتگو و ... خورد و خوراك مفصل ... شوخي ها و خنده ها كه ديگه چاشني همه برنامه ها بود ) . تنها نقطه اي كه باعث تاسف شد اين بود كه ناهماهنگي هاي اوليه باعث شد نتوانيم حضورا پذيراي دوست ارجمندمون برزو علي پور در جمع شاعرانه ساروي ها باشيم ( وي بين شهرهاي بابل و نوشهر در سفر بود) كه قرار شد طي سفر به زنجان انشاالله اين خلاء رو پر كنيم !! محمد سلطاني در سفر بود و تيرداد راد هم خط تلفن عوض كرد ...
براي علي ابراهيمي، علي اصلاني ، جمشيد طهماسبي ، محمد عرب خزائلي هم سلام داريم و عرض تبريك و ... مسلم و ايليا و یزدان تورانی و حسین مومنی و ... هم فراموش نكرديم . رسول و علي ( هم سلولي ها ) مهران و اردشير هم مارو ببخشن . و تمام خانم هاي عضو انجمن شعر ايضا ...
و يه چيز ديگه هادي محيط و محمد لوطيج از شيراز براي همه سلام داشتند .
... ضمنا دم علي باباچاهي هم گرم .
يك اتفاق فرهنگي خوشگل
افتتاح و بازگشايي موزه ( خانه كلبادي ) يكي از بهترين عيدي هاي چند ساله اخير برايمان بود كه شرح ماجرا با عكس در زير مي آيد . ( راستي !مجتبي مطلبي رو هم بار دوم كه خانوادگي رفتيم توي موزه ديديم و بهاي بليط ورودي موزه فقط مبلغ 200 تومان ناقابل بود .)

خانه قديمي كلبادي
اين مكان زيبا و قديمي در مركز شهر ساري و در مجاورت خیابان انقلاب واقع شده است و مدتی نیز به عنوان اداره کل ميراث فرهنگي مورد بهرهبرداري قرار گرفته و قدمت آن حدوداً يه 200 سال قبل باز ميگردد. ويژگيهاي اجزاي معماري آن نظير اتاقها ، حجرهها ، شاه نشين، حمام اصطبل، حياط و هنر بكاررفته بر روي پنجرهها و ارسيها و تزئين آنها با شيشه رنگي در نوع خود بينظير است.

حمام وزيري
حمام وزيري ساري واقع در محله انبار نو، از جمله بناهاي متعلق به اواخر دورة قاجاريه است. با توجه به زيربناي محدود آن، تقريباً 200 مترمربع، داراي بيشترين عناصر موجود در يك حمام سنتي مانند سربينه، دهليز، ورودي گرم خانه، خزينة آب گرم و سرد، سرويسهاي مربوطه و ساير فضاهاي لازم است.
مصالح به كار رفته در اين حمام عموماً آجرهاي مربع شكل و ملات ساروج و شفته آهك است. پوشش سقف گنبدي و چرخش هوا توسط روزنههايي كه روي اين بناها تعبيه شده، صورت ميگرفت. نور مورد نياز داخل حمام نيز از طريق همين نورگيرها تأمين ميشد. سر بنيه حمام به صورت هشتي است با حوض در ميان آن كه آب مورد نياز را با استفاده از تنبوشههاي سفالي به آن انتقال ميدادند.
هم اكنون سازمان ميراث فرهنگي و گردش گري مازندران مرمت و بازپيرايي اين حمام را به پايان برده و بازديد براي عموم آزاد است .

مشت مال ...!!!

آخرین گربه روی شیروانی ...!
از ماجراهای جالب روزهای پایانی سال هم اگر اشاره ای شود بد نیست :
مثل چیزهایی که باید از نقطه سر مرز فراموش نکرد... ![]()
مثل حسرت کته کباب با مهران مهرانفر ... ![]()
مثل شب نشینی با سید مهدی موسوی ... ![]()
محبت بی نظیر پیام سیستانی عزیز و تماس تلفنی غیر منتظره اش از نروژ ![]()
![]()
که همگي یه جایی از گوشه شعرم رو گرفته اند ![]()
و شعري از : اسماعيل مهرانفر
(مدتی است به دستم رسید ولی انتشار آن به تاخیر افتاد)
(...)
نچرخیده بودم از پارگی های وطن بزنم
از دست دیگرم این پارگی بگیر تا دست های دیگرم
که عرض تاریخی این چادرت را بزنم زن !!!
آفت بگیر در القاعدگی های بی مرزم
پارگی ات این مرز را نا امن کرد
کلیدی که در دست همسرم بسپارم به اعتماد و
مردی به حساب و کتابش بدهکار کنم از میله هایی که برید
حبسی بریده ای از انگشتانم ضخیم تر
پایی که جا شدم در آن و دستی که به بادم بگیرد
بگیرد بهتر از اتاقی است که یادم را طاقچه بالا انداخت
خرمای بهتری بخوریم
پدرم را نمی خوانم
مادرم را به چادرم دعوت نمی کنم باد ببرد
خواهرانم همه از یک سو برگردند و برادرم رابه دفعه های بعد موکول کنند / بکنند
این کوچه از چیز دیگری پر است چیز بهتری
آینده های این دروازه را ببند
متاسفانه هایم را
کلاهم
که نیمی از عمرش روی سرم نیست
وجدان های بیخودی از من که ناراحت اند
و دیوانگی ام را به روبرو پیشنهاد می کنند
به بنابراینی که نیست
متاسفانه ای که تو هم بود و از رو نرفت
و در ازدواجی پراکنده به من رسید
می فهمم
اینها هم ازدواج کنند
این دانشگاه روی هم رفته می شود
که سال های تحصیلی ام از هم خجالت بکشند.
« اطـــلاعــيه خيلـي مهــم »
كزين برتر انديشه برنگذرد
نخستين شماره دوماه نامه ادبي
هـجــوووم http://www. hojum.com
ويژه شعر شمال ايران ، به همراه شعرامروز ايران و جهان با تلاش اعضاي تحريريه و همكاري تعدادي از شاعران و نويسندگان استان هاي شمالي كشور بصورت الكترونيكي اول خرداد 87 منتشر مي شود .
ازآنجا كه شعر شمال ايران و آثار برتر كشور دراولويت برنامه هاي اين گروه قرار دارد منتظر آثار ارزنده شما پيرامون :
شعر، نقد شعر ، ترانه ، عكس ، مقالات و مطالب ، ترجمه ، شعرهاي بومي و محلي و ... داستان و نقد داستاني هستيم .
برنامه هاي جانبي مجله عبارتند از : اتاق گفتگو، جمع خواني ، تشكيل جلسات حضوري بطور فصلي ، كتابخانه الكترونيكي ، نقد كتاب ، معرفي شاعران موفق با تشخيص شورايي متشكل از شاعران امروز( شايد جنجالي ترين بخش باشد چرا كه مدعيات شمال كم نيستند ) و سر انجام پيگيري و برگزاري جشنواره هاي شعرو تدوين برنامه هاي مشترك با خانه شعر شمال و ... پيشنهادات تازه شما نيز مي تواند راه گشا باشد .
نشاني دريافت آثار : hojum1@yhaoo.com
البته تلاش ما بر اين بود تا به روزمره گي دچار نشده و پايه مجله اي را بنا گذاريم كه با جديت و بدون اينكه قائم به شخص باشد تداوم يابد .
« شعر امروز عليه شعر امروز» را در اولين پست سال 87 در حالي پي خواهيم گرفت . كه من براي شما هيچ آرزويي ندارم اما شما براي خود آرزوهايي كنيد كه براي ديگران هم همان را انتظار داريد .
یا حق . هجوووووووووووووم

