تبليغاتX
روزنوشت های احسان مهدیان

  نامه هائي به فاطمه

طرح جلد نامه هائي به فاطمه / احسان خليلي   مولف : احسان خليلي

http://www.goldokhtari.blogfa.com

 انتشارات شلفين

 www.shelfin.com

چاپ : نگين

 شمارگان: ۱۰۰۰ نسخه

 

 اين مجموعه كه نوع متفاوتي از روايتگري شاعرانه را در خود دارد ، شامل ۱۸ نامه كه در هر كدام روايت هاي گسسته و پيوسته درج شده است از شخصيت هائي حرف مي زند كه در دل جنگ ۸ ساله و بعد از آن هويتي متفاوت دارد. نامه هائي به فاطمه با خلق يك شخصيت خيالي كه بنا به مناسبات خاص خود ويژگي هاي تازه اي را بروز مي دهد كه در نوع اعتراضات نويسنده مي توان به آن پي برد.

و اين همه محصول تفكراتي ست كه يك نويسنده در خلق ان همت كرده و به گونه اي كه تمام كراكتر ها مثبت و منفي در هيات يك نفر بازنمائي شود.

 نويسنده با بهره بردن از زباني نزديك به محاوره از صميميت خاصي براي عنوان كردن مقاصد خود بهره گرفته است كه ضمن تاثيرگذاري بر مخاطبان خود به دليل اشاره به وقايعي كه عموما شاهد آن هستيم اذهان را به سوي وقايعي كه ممكن است بر اساس همين منطق شكل بگيرد، معطوف مي كند.

 خواندن اين كتاب را به شما توصيه مي كنم و در صورتي كه مايل به تهيه آن هستيد در وبلاگ شخصي آقاي احسان خليلي كه در بالا درج شده است ، آمادگي خود را اعلام نمائيد.

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 4:22 قبل از ظهر توسط خودم |


 

 عطرلخت كردن از مستي بي وقت درخت ها !!

 

اين روزها كه بهار نارنج هوايي ات مي كند روسري گـلدارچقدر به ابروهات نزديكند

بيا ديگر نگوييم دوستت دارم !  به جاي آن انار بچينيم و لاي بوته هاي چاي عرق بريزيم

 اشكالي هم ندارد اگر دستهايمان را بالا ببريم

و خدا را در حوالي  نيايش  مادر جستجو كنيم

ازاينجا تا هروقت كه بخواهي شعر مي خوانم برايت

از فدريكو گارسيا لوركا  تا ... همين فروغ خودمان !

اما دست آخر اين كتاب را بعد از  تيرباران درگوشه اي خاكش مي كنيم

جنگ صليبي را بياد بياوريم يا سالي كه روزنامه ي صبح از بي حوصله گي مچاله مچاله 

مي نوشت: ببينم ! اينجا كه رسيديم جنگ است؟

شايد بهتر باشد براي هميشه از هم جدا شويم بدون اينكه پاي قطعنامه اي بريده شود

كسي چه ميداند اين چند سطر عاشقانه را بدون اينكه گناهي از ما سر بزند نوشتيم ها ؟

تو هم چيزي بگو !!

پس آن لحظه اي كه آفتاب غروب كرد و باد ساقه هاي ني را به صدا در مي آورد چي ؟

لنگه شلوار هردويمان بالا زده بود وقتي قورباغه ها از كنار رودخانه سر مي خوردند

گناه چه كسي است كه تو نمي توانستي به آنطرف رودخانه بيايي ؟

اصلا همين عطر بهار نارنج كه خيابان انقلاب ساري را مست كرده

واقعا جان مي دهد براي چند ضربه شلاق !!

اساسا چه كسي مي داند كه ما در سطر چندم تا همين ساعت كه خوابم نمي آيد

گوسفندهاي زيادي را چرانديم

با كودكي كه بايد تختش را به نوزاد تازه مي داد... حالا كمي بخوابم شايد اعتراف كنم

يعني خودت خوب مي داني كه علفزارهاي شمال آدم را عاشق مي كند

اگرنه من هيچ جاي اين شعر نبوده ام

و آخرين خبر از خاكريزهاي جنوب هم جايم را خالي كردند

باوركن ،

تقصير خودت بود كه آفتابگردان لعنتي هرجا كه باشي سرش را به سمت تو مي گيرد

شايد شما خوب ببينيد كه زير اين بوته چه شعرهاي تازه اي در مي آيند

پرورشگاه هاي اين حوالي دارند شعرهاي همين بوته را بزرگ مي كنند ... چندجا !!

اين بچه ها نبايد پدر و مادرشان را بشناسند

اما مي داني كه دهان مردم كوچه و بازار لق است

نمي شود  ازآب بيني ات كه پشت عطسه هايم به راه افتاده حرفي نزنم

واقعا حالم را بهم مي زني !

قاچاق اعضاء شعرها ديگر از حد و اندازه اش  گذشت ،

بطوري كه بوته ها هم ديگر يادشان  نمي آيند

بايد اقرار كنم كه :

رانندگي ات مثل قاطرسواري درسالهاي دفاع مقدس جفتك مي زند اما به مقصد مي برد!

بااين همه من خاطرات خوبي از تو دارم و چاره اي نيست به جز اينكه بگويم دوستت دارم

بازهم مي گويم اين مستي بي وقت و لخت كردن درخت نارنج از بهار ، عادت تازه ايست  كه شايد شعر بعدي را زير بوته ديگري بگذارم تا تو برداري !

دست میدهم به تو تا بهار نارنجهای امسال طعم پنجه هایت را از یاد نبرند

تا يادت نرود شعر تازه زير بوته ایست كه اسمت را روي تن اين درخت نوشتم !

 

 

 

 

 

« اطـــلاعــيه خيلـي مهــم »

كزين برتر انديشه برنگذرد

نخستين شماره دوماه نامه ادبي

هـجــوووم     http://www. hojum.com

 ويژه شعر شمال ايران ، به همراه شعرامروز ايران و جهان با تلاش اعضاي تحريريه و همكاري تعدادي از شاعران و نويسندگان استان هاي شمالي كشور بصورت الكترونيكي اول خرداد 87 منتشر مي شود .

ازآنجا كه شعر شمال ايران و آثار برتر كشور دراولويت برنامه هاي اين گروه قرار دارد منتظر آثار ارزنده شما پيرامون :

شعر، نقد شعر ، ترانه ، عكس ، مقالات و مطالب ، ترجمه ، شعرهاي بومي و محلي و ... داستان و نقد داستاني هستيم .

 برنامه هاي جانبي مجله عبارتند از : اتاق گفتگو، جمع خواني ، تشكيل جلسات حضوري بطور فصلي ، كتابخانه الكترونيكي ، نقد كتاب ، معرفي شاعران موفق با تشخيص شورايي متشكل از شاعران امروز( شايد جنجالي ترين بخش باشد چرا كه مدعيات شمال كم نيستند ) و سر انجام پيگيري و برگزاري جشنواره هاي شعرو تدوين برنامه هاي مشترك با خانه شعر شمال و ... پيشنهادات تازه شما نيز مي تواند راه گشا باشد .

نشاني دريافت آثار : hojum1@yhaoo.com

 مدت زماني كه تا وقت انتشار اولين شماره مانده ( لازم به ياد آوري ست كه برنامه هاي اوليه طراحی انجام شد ) ،  فرصتي است تا ضمن مطالعه بيشتر در وضعيت مجلات مشابه ، ابتكار و نوآوري دوستان به ياري مان بيايد.
البته تلاش ما بر اين بود تا به روزمره گي دچار نشده و پايه مجله اي را بنا گذاريم كه با جديت و بدون اينكه قائم به شخص باشد تداوم يابد .

« شعر امروز عليه شعر امروز» را در اولين پست سال 87 در حالي پي خواهيم گرفت . كه من براي شما هيچ آرزويي ندارم اما شما براي خود آرزوهايي كنيد كه براي ديگران هم همان را انتظار داريد .

 یا حق . هجوووووووووووووم

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 2:54 قبل از ظهر توسط خودم |